ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 |
چمدانت همیشه باید حاضر باشد
زندگی ٬ آدمهایی را که سکون دارند دائم دگنک می زند
یعنی یله باش و به هبچ چیز دنیا دل خوش نکن ...
این خانه را با اسم خودم می سازم
دوباره از صفر
فرقی ندارد مرا چه صدا کنید
اما من بابک اسحاقی هستم ...
هوراااااااااااااااااااااااااااا
اول اول اول
اولین کامنت در اولین پست وبلاگ من
تبریک میگم
پیشو بخورتت
مرسی بابک مرسی مرسی مرسی


وای چقدر تو خوبییییییییییییییییی
نمی دونم از خوشحالی چی باید بگم
برات آرزوی موفقیت می کنم تو خونه جدید و بی نهایت مرسی که بازم برامون می نویسی
مرسی میثا
به خاطر همه لطف و محبتت
- "از صفر" نه...
وقتی پشت این کلمه ها یه دل تمامی مثل واسه تو باشه یعنی "از صد"... خوش برگشتی...
- لینکتو توو وبلاگ آرش پیرزاده دیدم...
حالا چرا اینقدر بی خبر حاج آقا!؟
اگه قراره سکرت بمونه بگو که کولی بازی درنیاریم کسی رو خبر کنیم!...
سلام حمید جان
اینجا رو چند روزیه که درست کردم
هنوز مطمئن نبودم از کاری که می خوام بکنم
آرش پرسید چیکار کردی
منم گفتم
الان اومدم دیدم که همه اومدن اینجا
کلی کار داشتم هنوز
لینک
گودر
حتما خبر می دادم به وقتش
مرسی بابت محبتت
لااااااااااااااااااااااااااااایک به کامنت حمید خان

خوووو چرا به آدم خبر نمیدین ؟؟؟؟؟؟
نمیگین نصف شبی میشنوه سکته میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟
خو حالا ما که به همون کیامهرخان عادت کردیم چیکارکنیم ؟؟؟؟
باور کن اینجا در حد تست بود
یهویی شد
هرچی دوست داری صدا کن
فرقی نمیکنه
بابک خان
بابک خان
بابک خان
بابک خان
دارم تمرین میکنم عادت کنم
بابک
بابک
بابک خان
اسحاقی
بابک اسحاقی
نمیشه ما همون کیامهر خان صداتون کنیم؟
هرجور راحتی عمو غبار گرفته
شما اصلا می خوای سوت بزن
صدا هم نکنی ما هستیم در خدمتتون
هیچ چیز نمی تونست به جز خبر برگشت "جو گبریات" , این موقع شب اینقدر پر هیجان باشه.
خوش آمدید جناب اسحاقی
لطف داری عزیز
ممنونم
سلام پسر خوب و یار همراه بلاگستان............دوست داشتنی و مهربان...........واقعا از بازگشتت مشعوفم....کمی فرصت لازمه تا عادت کنم بابک صدات کنم.مهم اینه که هستی الهی تا همیشه تندرست باشی.
ممنون خانوم زائر
مادر خوبم
متشکر از لطف و محبتت
سلام

مبارکه
سلام دوست مشکوک
به این امید که یکروزی ما هم هویت شما را کشف کنیم
و بیایم توی وبلاگتون بگیم :
سلام
مبارکه
مبارکه...
سخته ها...عادت کردیم بهت بگیم کیامهر..
سلام فرشته
به اینم عادت می کنی
مرسی که اومدی
نمیدونم چرا بهتم زد. چقدر حس جالبیه آشنا شدن با کسی که مثلا خیلی وقته میشناسیش ولی یهو تغییر اسمش غریبش میکنه و باز اون حس کنجکاوی آشنایی رو زنده میکنه.
از آشنایی باهاتون خیلی خوشوقتم جناب اسحاقی:)
راستی خیلییی از برگشتنتون خوشحالم.
یه دنیا ممنون بهار جان
من و هویت جدیدم هم همینطور خوشحالیم
خونه ی جدید مبارک
خوشحالم که دوباه مینویسی
نبودی جات خالی بود
مرسی فرشته جان
تبریک می گم بازگشت قهرمانانه و پیروزمندانه ی شما رو به عرصه ی بلاگ اسکای با در نظر گرفتن این که هیچ بازگشتی "دوباره از صفر" نیست.
راستی این "شازده کوچولو" کیه که من باید بخورمش؟!
یا علی عباس
همچین کوچولو هم نیست
در ضمن یه همسر با هیبت و کمالات هم دارن
لطفا در این فقره تجدید نظر بفرمایید
پیشو که گفتم بخورتش اسم گربه خودش بود
شما به خودت نگیر
گفته بودم که اسم بابکو از بچگی دوس داشتم؟
هیییییییییییییی
(از اصوات ذوق کردن )
فدای شما بزرگوار
خدا نکنه غبار گرفته جان
اینقدر خوشحالم که نمیدونم چى بگم......
شروع دوباره ات مبارک...
ممنون خانوم
منم خوشحالم
جوگیریات فیلی گشته بازآید به وبلاگستان غم مخور
وبلاگ احزان شود روزی پر کامنت غم مخور
ای نت غمدیده حالت به شود دل بد مکن
وین وبلاگ شوریده بازآید به آنلاین غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یک سان نباشد حال دوران غم مخور
مرسی افشانه خانوم
والا ما راضی به زحمت نبودیم
شرمنده فرمودید بانو
من از جوگیریات پرشین بلاگ به شما گفتم کیامهر خان باستانی. الحق سخته که بخوام تغییر نامتون رو به راحتی بپذیرم.
قبول دارم
ولی حقیقته
سلام
خوشحالم که اومدی دوباره
به به .....به سلامتی ...
خوابم تعبیر شد ...! 
مبارک باشه خونه ی جدید ....(البته با کمی تاخیر)
خرسند شدیم .....خییییییییلی
----
اتفاقا دیشب داشتم خواب وبلاگتو می دیدم ...!
این آقا کیامهر یا آقا بابک ....الان میشه حکایت ساعت یک ماهه بعد از اول سال و یک ماه بعد از تابستون ....!!!
از یکی میپرسی ساعت چنده میگه به قدیم یا جدید ....؟؟!!! 
تا عادت کنیم یکی دو ماه گذشته .....!! خدا صبرتون بده !
بابک باورت می شه درست تو روزی که داشتی این پست رو تو وبلاگت می ذاشتی من شبش داشتم خواب تو رو می دیدم؟
البته نمی گم چی خواب می دیدم چون صبح از گریه خودم بیدار شدم!!
حالا این باباک اسحاقی هنوزم عکسای بدون چشم می ذاره یا بالاخره رونمایی می شه از چهره اش؟!
سلام رهگذر عزیز
شرمندم کردی به خدا
اگه عکس بذارم ایندفعه حتما بدون روبنده و ماسک خواهد بود
البته چند تا از دوستان قبلا زحمتش رو کشیدن
مثل این :
http://artooni.blogsky.com/1390/06/26/post-67/
و این :
http://hishkii.blogsky.com/1390/06/26/post-122/
سلام بابک جان.
چه خوبه اینجا به اسم خودت مینویسی. خیلی سخت بود که همش آدم حواسش باشه اسم واقعیتو نگه.
موفق باشی عزیز همیشه...